تبليغاتX
http://chemg9.blogfa.com

http://chemg9.blogfa.com

اخبار گروه شیمی منطقه 9 تهران

 طرح درس خانم فاطمه زوار موسوی  به عنوان بهترین طرح درس انتخاب شد.

تاز های شیمی:

مواد شيرين تر از قند :
1-ساخارين : ساخارين در خلال مطالعه اکسايش ترکيبات آلي حاوي گوگرد و نيروژن سنتز شد , شيريني آن در سال 1879 زماني که شيميدانها هر ترکيبي را که ميساختند ميچشيدند کشف شد, در رابطه با طول عمر و مصرف ساخارين همين بس که کاشف ساخارين " رمسن" در 33 سالگي آن را کشف کرد و تا 81 سالگي عمر کرد !!ساخارين 300 برابر شيرين تر از قند و تقريبا غير سمي است ثابت شده که ساخارين يک نجات دهنده زندگي بيماران ديابتي است و افراد زيادي که مجبورند ميران کالري خود را کنترل کنند , ميباشد. احتمال اينکه ساخارين باعث سرطان شود در سال 1960 مطرح شد , در سال 1990 آزمايشها نشان داد که ساخارين مستقيما ايجاد سرطان نميکند اما در دزهاي بالا باعث افزايش سرعت تکثير سلولي شده و همين عمل احتمال جهش و تشکيل غده را افزايش ميدهد . امروزه در امريکا نصب برچسبهاي احتياط بر روي محصولات ساخارين دار الزامي است .

2-آسپاراتام:حدود 200 برابر از قند معمولي شيرين تر است و در حال حاضر در ساختن بيش از 3000 نوع فراوده غذايي يا دارويي بکار ميرود.
3-آليتام :نخستين بار در سال 1979 ساخته شد شيريني آن در حدود 2000 برابر قند معمولي است اگر اين قند مجوز کار بگيرد مصرف اعجاب انگيز پيدا ميکند

- چاي سبز داراي خواص فراواني است .به علت داشتن فلوئور ميناي دندان را تقويت کرده و از پوسيدگي ان جلوگيري مي کند .زياده روي در خوردن ان رنگ دندانها را زرد مي کند اما دندانهاي زرد شده ديرتر خراب مي شوند .همچنين بوي بد دهان را از بين مي برد مخصوصا خشک شده ان بوي شراب ، پياز و سير را رفع مي کند . دمکرده ان نشئه اور و سردرد را تسکين مي دهد .چاي در کنار فايده هاي فراوانش خاصيت ضد سرطاني نيز دارد .

 

- آيا مي دانستيد آمونياک مي تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهاي مغز تا ???برابر افزايش دهد.


- عينک هاي فتو کرميک 
در عدسي اين گونه عينک ها بلور هاي کوچک و شفاف کلريد نقره وجود دارد. اين بلورها در برابر نور به اتم هاي نقره و کلر تجزيه مي شود و ذرات نقره مانع عبور نور شده رنگ تيره ايجاد مي کند . ميزان تجزيه کلريد نقره به شدت نور بستگي دارد.
هر چه نور شديد تر باشد عمل تجزيه بيشتر و تيرگي عدسي زيادتر است ولي با کاهش نور واکنش برگشت انجام شده و رنگ عدسي روشن مي شود.

- انرژي که در اتم ذخيره شده ، بسيار عظيم است . اگر انرژي يک کيلوگرم اورانيوم را بطور کامل آزاد سازند ، تقريبا يک گرم ماده ناپديد خواهد شد و بقيه به بيست و پنج ميليون کيلو وات ساعت ، انرژي تبديل مي شود . اگر بخواهند اين مقدار انرژي را از سوزاندان زغال سنگ به دست بياورند ، بايد بيش از دو هزار و پانصد تــــــــــــــن زغال سنگ را بطور کامل بسوزانند.

 

- ايا ميدانستيد تمامي فلزات بجز آنتيموان و بيسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش مي يابد ؟

 

 
- شکلات از دانه هاي درختي بنام تئوبروما کاکائو بدست مي آيد ، تئوبروما يک لغت يوناني است به معني "غذاي پادشاهان "!!! آزتک ها "بوميان امريکاي مرکزي " از قرنها قبل اين درخت را حسابي تحويل ميگرفتندو حتي از دانه هاي آن بعنوان پول استفاده ميکردند ، همين آزتک ها بودند که کشف کردند با له کردن دانه هاي اين درخت و اضافه کردن ادويه به آن ، ميتوانند يک نوشيدني تلخ اما قوي درست کنند .در قرن شانزدهم ، دريانوردان اروپايي اين ماده را در بازگشت از امريکا به کشورهاي خودشان بردند و به آن شکر اضافه کردند و خيلي زود اين ماده تلخ و شيرين تبديل به يک نوشيدني پر طرفدار گران و لوکس در اروپا شد.

 

حدود سال 1800 ميلادي اولين شکلاتهاي کاکائويي با اختراع تکنيک هاي قالب گيري به بازار آمد ، با استفاده از آسيابهاي مکانيکي مي شد به راحتي دانه هاي درخت کاکائو را له و پودر نرمي از آن درست کرد ، با گرم کردن و ريختن اين پودر در قالب اولين شکلات کاکائويي متولد شد .در سال 1825 يک هلندي موفق شد که از دانه هاي کاکائو کره بگيرد ، به اين ترتيب يک قدم بزرگ ديگر در صنعت شکلات سازي برداشته شد . چندين سال بعد رودلف لينت  سوئيسي ، کره کاکائو را به شکلات کاکائويي اضافه کرد تا نرمتر شوند .

 

در سال 1875بود  که  سوئيس دنيل با بکار بردن شير در ساخت شکلات ، شکلاتهايي نرمتر و شيرين تر از شکلاتهاي کاکائويي ساخت ، وقتي که کارخانه نستله ، شير را به صورت پودر يا همان شير خشک توليد کرد شکلاتهاي شيري رونق گرفتند چرا که پودر شير خيلي بهتر از شير مايع با کاکائو مخلوط ميشد .در حقيقت کره کاکائو ، که مهمترين ماده تشکيل دهنده شکلات است مخلوطي از چربيهاي سير شده و سير نشده " تري گليسريدها"است که مقادير نسبي آنها به کشور مبدا بستگي دارد، برخي از تري گليسريدهايسير نشده در کره کاکائو نقطه ذوب پاييني دارند و همين باعث ميشود که در دماي اتاق تا اندازه اي به حالت مايع در آيند ، افزودن چربي شير به شکلات مقدار تري گليسريدهاي سير نشده در آن را بالا ميبرد و نسبت چربي مايع را زياد ميکند و به همين دليل است که شکلات شيري نرمتر از شکلاتهاي تيره هستند .سطح يک شکلات با کيفيت خوب شامل تعداد زيادي بلور ريز و کوچک چربي است که ميتوانند نور را منعکس کنند و به آن ظاهري براق بدهند ، هر گونه شکاف ، ترک و يا حتي اثر انگشت روي سطح شکلات ميتواند باعث بزرگ شدن بلورهاي کوچک و نوک تيز چربي شود ، وقتي بلورها به اندازه اي برسند که بتوانند نور را از سطح پراکنده سازند به شکلات ظاهري کدر و مات خواهند داد ..... 

 

 

اب شد   

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

تعيين دقيق زمان مرگ در جرم شناسي بسيار اهميت دارد.اندازه گيري غلظت پتاسيم مايع زجاجيه روشي است که بيش از سه دهه از پيشنهاد و بررسي ان ميگذرد.مصونيت ماده زجاجيه از آلودگي ،خون و باکتريها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداري و عدم نياز به کالبدشکافي از مزاياي اين روش محسوب مي شود.تجزيه پتاسيم زجاجيه با دو روش الکترودهاي يوني ويژه که يک روش پتانسيل سنجي است و نور سنجي شعله اي که يک روش طيف سنجي است انجام مي گيرد.سپس مقدار پتاسيم بدست آمده با منحنيهاي استاندارد غلظت يون پتاسيم بر حسب زمان مرگ که براي دو گروه سني کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقايسه مي شود.


 آلکنها
در بسياري از هيدروکربنها دو اتم هيدروژن کمتر از آلکان هاي هم کربن خود دارند.اين هيدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگاني آلکنها CnH2 و n تعداد اتم هاي کربن است.ا
اتيلن:گازي بي رنگ با بويي ملايم و مطبوع است به مقدار کمي در آب حل مي شود.به عنوان هوشبر کاربرد دارد .
اتيلن هيدروکربن بسيار ارزنده اي است.به مقدار کمي در گياهان وجود دارد
در فرايند رسيدن ميوه ها دخالت دارد.افزايش غلظت آن باعث افزايش سرعت ميوه ها مي شود از اين خاصيت در تجارت موز استفاده مي شود.اين ميوه را نارس مي چينند (زيرا ميوه نارس کمتر از ميوه رسيده آسيب مي بيند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استيلن قرار مي دهند و رنگ آنها هم زرد مي شود.و در ظاهر تفاوتي با موز هاي طبيعي ندارند

 


 چرا وقتي در نوشابه نمک مي ريزيم, با شدت بيشتري گاز آزاد مي شود ؟
‌‌‌ ‌‌ـ ‌ابتداي ماجرا :
هرچه دماي آب کمتر و فشار بيشتر باشد , ظرفيت پذيرش گاز بيشتري را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بيشتري را در خود حل مي کند. هنگام توليد نوشابه با استفاده از اين خاصيت , در دماهاي پايين و فشار بالا , نوشيدني با تزريق گاز  CO حالت اشباع مي رسد. بنابراين وقتي در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولي قرار گيرد , محلول خاصيت فوق اشباع دارد يعني مقدار CO2 حل شده در آن بيش از ظرفيت انحلال در آن دما و فشار است. چنين محلولي اگر شرايط مهيا باشد تمايل به آزاد کردن CO2 دارد. براي اين کار گاز CO2 محلول بايد به صورت حباب درآيد يعني مولکولهاي CO2 حل شده بايد در نقطه اي جمع شوند و با به هم پيوستن , يک حباب تشکيل دهند و به سطح نوشابه بيايند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشيد تشکيل حباب در سطوح تماس خارجي نوشابه اتفاق مي افتد يعني در سطح نوشابه و ديواره هاي بطري يا دورني . به زبان ساده اين سطوح و به خصوص نا همواري هاي موجود روي آنها يا هر نوع ناهمگني موجود در محيط نقش جايگاههاي تجمع يا مکانهايي براي به هم پيوستن مولکولها و تشکيل حباب را بازي مي کنند.به عبارت عاميانه يعني مولکولها براي ايجاد حباب دنبال بهانه مي گردند و اين بهانه را در اين سطوح پيدا مي کنند. در اين وضعيت ريختن نمک در نوشابه باعث خروج سريع تر گاز از محلول مي شود. زيرا سطح بيشتري براي تشکيل حباب در اختيار مولکولها قرار مي گيرد ( سطح جانبي بلورهاي نمک ) . چيزي مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور يا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراين چنين اتفاقي اصلا شيميايي نيست. هيچ واکنشي هم صورت نمي گيرد و تقريبا هر ماده اي از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعي ناهمگني در محيط نوشابه ايجاد کند يا سطح آزاد در اختيار آن قرار دهد ( يا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) ميتواند اين کار را بکند . اين اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن ني در نوشابه ديده ايد. تنها مزيت نمک با شکر اين است که به دليل داشتن دانه هاي ريز سطح جانبي نسبي بيشتري در مقايسه با مواد درشت تر دارند. همين! از اين به بعد مي توانيد در نوشابه دوستتان به جاي نمک خاک بريزيد !!!

 


 ساختن موشک با استفاده از هيدروژن پري اکسيد و نقره
براي اين کار هيدروژن پري اکسيد بايد غليظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هيدروژن پري اکسيد که در دارو خانه ها ميفروشند غلظتش درحدود 3 در صد است.فرمول شيميايي هيدروژن پري اکسيد است.وقتي با نقره واکنش برقرار ميکند نقره نقش کاتاليزور را بازي ميکند.اين واکنش اتم اضافه اکسيژن را ازاد کرده آب و گرماي زيادي توليد ميکند.گرما اب را به بخار تبديل کرده که اين بخار ميتواند با سرعت بالا از نازل موشک خارج کند.
براي ساخت موشک ميتوانيد از بطري نوشابه هاي خانواده خالي استفاده کنيد به اين صورت که در نوشابه را سوراخ کوچکي بکنيد(نقش نازل موشک) و مواد را در ان ريخته و در ان را ببنديد واکنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بيرون زده و اگر بطري نوشابه را بروي زمين بخوابانيد اين موشک حرکت خواهد کرد

 

 
آيا آرد (آرد گندم) ميتواند منفجر شود؟
همه ميدانيم که بيشتر گندم سفيد از نشاسته درست شده است . و ميدانيم که نشاسته از کربوهيدرات ساخته شده است يعني از به هم پيوستن زنجيره ي مولکولهاي شکر . هر کسي که تا بحال مارشمالو (نوعي شيريني خميرمانند )را اتش زده باشد ميداند که شکر براحتي ميسوزد , پس ارد هم ميتواند.آرد و خيلي از کربوهيدراتهاي ديگر ميتواند اتش بگيرند وقتي انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافيه در هر متر مکعب 50 گرم يا بيشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره هاي آرد انقدر کوچک هستند که فورا ميسوزند. وقتي يک ذره بسوزد بقيه ذره هاي نزديکش را هم روشن ميکند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور کرده و منفجر ميشود. تقريبا هر کربو هيدرات بصورت گرد و غبار وقتي مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خيلي از انبارهاي آرد به همين صورت با يک جرقه يا يک منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزي ميشود.

 

 
علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 که عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. ‌اين سنگها يک پارچه بوده که به علت نقص ساختماني در برخورد با يکديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف مي‌باشد .

 


اطلاعات جالبي در مورد جيوه
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها ترکيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريک بي اثر است جيوه و ترکيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماکسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط کار.1 ميلي گرم در متر مکعب و ماکسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3 ميلي گرم در ليتر است کليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينکه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در کليه هاست .

 

سرزمين شيمي

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

 

 

دومين مجمع گروه شيمي با موضوع ((كارگاه كاوشگري  )) در تاريخ 4/12/87 راس ساعت 1-3 در سالن اجتماعات منطقه  برگزار مي شود .

 

گروه شيمي در نظر دارد مسابقه ي غير حضوري  مقالات علمي با محوريت شيمي وقران برگزار كند از همكاران محترم مدرس شيمي خواهشمنديم مقالات خود را تا تاريخ 4/12/87 به گروههاي آموزشي منطقه ارسال نمايند.

 

با احترام به اطلاع مي رساند گروه شيمي منطقه در نظر دارد مسابقه ي غير حضوري مقاله نويسي ويژه ي دانش آموزان با موضوع پليمر رسانا و موارد كاربرد آن براي دانش آموزان دبيرستاني برگزار كند مقتضي است مقالات  برتردانش آموزان (هر واحد آموزشي 3 مقاله )را تا تايخ 4/12/87 به گروههاي آموزشي منطقه ارسال نمايند.
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

فنجان جاذبه ي صفر:

يكي از فضانوردان ناسا نوعي فنجان جديد ساخته است كه مايعات را به خود جذب كرده و فضانوردان براي نوشيدن از آن تنها  بايد با زبان خود آن را لمس كنند.اين فنجان از نوعي پلاستيك چين دار ساخته شده كه به راحتي مايات ريخته شده ي درون خود را جذب مي كند.

 

اتم هاي رقصان در MRI:

دانشمندان اعلام كردند ، با استفاده از پديده ي ((رقص اتم ها ))مي توان كيفيف سيستم تصوير برداري  MRI را بهبود بخشيد . اين دانشمندان در واقع به يك پيشرفت تئوريك جديد در زمينه ي رفتار هاي اتمي دست يافته اند كه مي تواند به توليد تصوير هاي MRIبسيار دقيق تر با كيفيف بالاتر منجر شود .با بهره گيري از اين كشف جديد در آينده مي توان دستگاه هاي كوچك تر وپرتابل MRI را طراحي كرد و حتي به مرحله ي توليد تجاري رساند .

 

تحولي در نمايشگرهاي كوانتومي رنگي :

محققان دانشگاه  MIT براي چاپ نقاط كوانتومي شيوه اي نوين ارائه كرده اند كه مي تواند به ساخت نمايشگرهايي درخشان تر با راندمان كاري قوي تر منجر شود .محققان براي بر جاي گذاشتن نقاط كوانتومي روي سطوح مختلف كه همچون ريز كريستال هاي درخشان هستند ،از مهرهاي لاستيكي استفاده كردند . اين تكنيك به آنها اجازه مي دهد تا رديف هايي از رنگ هاي متفاوت و متنوع را در امتداد يكديگر ترسيم كرده و از آن به عنوان گامي بلند و تاريخي در توسعه ي دانش طراحي و ساخت نمايشگر هاي كوانتومي رنگي استفاده كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

 
اثبات خدا ار طریق قانون دوم ترمودینامیک

برهان ترمودینامیکی:

بر اساس قانون دوم ترمودینامیک، جهان همواره به سمت بی نظمی پیش می رود. اگر جهان ازلی می بود، اکنون در زمان بی نهایت می بودیم و بی نظمی می بایست به حد خود رسیده باشد، طوری که هیچ عنصر منظمی وجود نداشته باشد، در حالی که می بینیم اینگونه نیست، پس جهان ازلی نیست و آفریده شده است


فيزيكداني مي گفت "كساني براي اثبات وجود خدا از قانون دوم ترموديناميك دم مي زنند كه حتا نمي دانند قانون اول ترموديناميك چيست!".

اين برهان توسط برخي تحصيلكرده هاي خداباور ارائه شده، كه با وجود اينكه نشانگر شوق و علاقه ي آنها به مسئله ست، متاسفانه سطحي و غير دقيق است. شايد دقيقتر آن باشد كه اين استدلال را مقدمه أي براي برهانهاي جهان شناسانه بدانيم (براي اثبات ازلي نبودن جهان)، ولي چون ديده شده كه مستقلا هم بيان شود، و از آن مهمتر اینکه بحثی متفاوت است، آن را در متني جداگانه بررسي كرده ام.

ترموديناميك از چهار قانون بنيادين تشكيل شده است.

قانون صفرم، بيان كننده ي خاصيت ترانهادگي متغير دما است. به اين معني كه دو جسم هم دما با جسمي سوم، خود با يكديگر هم دما هستند.

قانون يكم، بيان كننده ي پايستاري انرژي دروني سيستم است. انرژي دروني تفاضل انرژي حرارتي داده شده به سيستم و كار گرفته شده از آن است. مثلا اگر مجاورت دو جسم گرم و سرد را در نظر بگيريم (كه به تغيير دماي آن دو منجر مي شود) در صورت منزوي بودن سيستم، كار انجام شده صفر خواهد بود، و در نتيجه انرژي دروني هر جسمي برابر خواهد بود با انرژي گرمايي اوليه ي آن، به اضافه ي تغييرات آن (علامت دار). مشخص است كه مجموع آن دو برابر خواهد شد با مجموع انرژيهاي اوليه ي دو جسم، كه معادل با قانون بقاي انرژي خواهد بود. انرژي مجموعه ي منزوي در طي فرآيند تغيير دما ثابت باقي مي ماند.

قانون دوم جهت تبادل حرارت را تعيين مي كند. هنگامي كه دو جسم گرم و سرد در مجاورت هم قرار مي گيرند، حرارت از جسم گرم به جسم سرد منتقل مي شود، نه برعكس.

قانون سوم بيان كننده ي اين است كه صفر مطلق دمايي حديست، و هيچگاه نمي توان به آن رسيد، يا از آن پايينتر رفت.

قانون دوم بسيار ساده است. اين قانون اثباتي به معناي خاص و دقيق كلمه ندارد، تنها قاعده ايست كه هميشه با تجربه موافق بوده و دليلي براي مخالفت با آن نداريم. از سوي ديگر، مي توان به شيوه ي آماري نيز آن را توجيه كرد. اين قانون توسط متغير آنتروپي مدل مي شود، كه تغيير آن برابر با تغيير گرماي تبادل شده تقسيم بر دماست. در اين مدل قانون به اين صورت بيان مي شود كه هر سيستمي همواره در جهتي حركت مي كند كه مجموع آنتروپي سيستم و محيط افزايش پيدا كند. مثلا هنگامي كه مقداري آب بيست درجه با همان مقدار آب هشتاد درجه به طور ایزوله مخلوط شود مجموع مي تواند پنجاه درجه باشد، يا نيمي از آن صفر درجه و نيم ديگر صد درجه. در حالت اول میانگین دمای قسمت اول آب 35 درجه و قسمت دوم 65 درجه خواهد بود، و این دو مقدار برای حالت دوم 10 درجه و 90 درجه. گرمای مبادله شده در حالت اول (30 درجه تغییر دما) 1.5 برابر حالت دوم (20 درجه تغییر دما) است. پس تغییرات آنتروپی برای حالت اول برابر خواهد بود با 1.5Q/35-1.5Q/65=0.02Q و در حالت دوم Q/90-Q/10=-0.089Q .

همانطور که مشخص است مقدار تغییرات آنتروپی در حالت اول مثبت و در حالت دوم منفیست. بر اساس قانون دوم ترمودینامیک اولی رویدادی ممکن است، و دومی غیر ممکن. یعنی در مخلوط شدن آب سرد و گرم، جسم گرم به جسم سرد گرما می دهد، نه برعکس.

بحث در مورد قانون دوم ترمودینامیک در همینجا کامل شد، با این حال در برخی از متون کار را ادامه می دهند و از آنتروپی به عنوان معیاری برای "نظم" نام می برند. می گویند هرچه سیستمی آنتروپی اش بیشتر باشد نامنظم تر (به هم ریخته تر) است. این ارتباط بسیار گنگ و نامفهوم است، و کاربردی هم در فیزیک ندارد. در اصل در اینجا نظم (که با نظمی که در برهان نظم طرح می شود فرق دارد) با ترکیب های خاص مواد متناظر می شود. به عنوان مثال، حالتی که نیمی از آب دمای صفر درجه و نیمی دیگر دمای صد درجه داشته باشد را منظم تر از حالتی می دانند که تمام آن پنجاه درجه باشد (دومی آنتروپی بیشتری دارد)، و علت آن را این ذکر می کنند که در حالت دوم "توانایی ما برای مرتب کردن مولکولها کاهش یافته است". البته باید به یاد داشته باشیم که هرگاه قصد داریم آنتروپی را با نظم متناظر کنیم مفهوم این نظم را به خاطر داشته باشیم، چون من شخصا حالتی که تمام قسمتهای آب دمای یکسانی دارند را منظم تر از حالت دیگر می دانم.

در بیانی دیگر، آنتروپی سیستم برابر خواهد بود با یک ضریب ثابت، ضرب در لگاریتم احتمال قرار گیری سیستم در حالت مورد نظر. به عبارت دیگر، هرچه احتمال قرارگیری سیستم در حالتی بیشتر باشد، آنتروپی آن حالت نیز بیشتر خواهد بود. در مورد مثال این بخش نیز در صورتی که مسئله را به طور آماری بررسی کنیم متوجه می شویم که احتمال قرار گیری مایع در حالت 50 درجه بیشتر است، که در قبل دیدیم که آنتروپی بیشتری دارد. با توجه به این مسئله می توان گفت که متغیر آنتروپی خط سیر محتمل را تعیین می کند. قانون دوم ترمودینامیک به طور بسیار ساده، مشخص می کند که احتمال قرار گیری سیستم در چه حالتی بیشتر است، و البته این را به طور قطعی می گوید. چون احتمال حالتهای مختلف در فرآیندهای ترمودینامیکی بسیار نوسان دارد، و مثلا احتمال یکی از دو فرآیند ده میلیارد میلیارد برابر فرآیند دیگر است، اینکه احتمال وقوع را با یقین جایگزین کنیم چندان دور از ذهن نمی نماید. با این حال این مسئله به این معنی نیست که اتفاقی خارج میدان تعیین شده توسط قانون دوم نمی افتد؛ به این معنیست که "وقوع اتفاقاتی خارج مسیر تعیین شده در قانون دوم بسیار بسیار نامحتمل است"، ولی می تواند اتفاق افتد.

در اینجا نیز احتمال را با بی نظمی متناظر می کنند. می گویند هرچه احتمال وقوع چیزی بیشتر باشد، بی نظم تر است، زیرا تعداد حالتهای منظم (از نظر ما) همیشه کمتر از حالتهای نامنظم است.

بسیار خوب، پس دیدیم آنچه به عنوان بی نظمی به قانون دوم منتسب می کنند به چه معنیست و از چه قدرتی برخوردار است.


در مورد برهان، که در اصل قصد دارد ازلی بودن جهان را نفی کند، که از این موضوع در برهان های جهانشناختی استفاده کند (و مثلا بگوید که چیزی که شروعی در زمان دارد، نیاز به آفریننده دارد) اینگونه بیان می کند :

اگر جهان ازلی باشد، یعنی شروعی در زمان نداشته باشد، همواره در هر نقطه ای از زمان که باشیم، بی نهایت زمان را پشت سر گذارده ایم، و با توجه به اینکه آنتروپی جهان (یعنی کل فرآیندهایی که همواره در حال رخ دادن هستند) در حال افزایش است، مقدار این افزایش در طول این زمان بی انتها باید بی نهایت زیاد شده باشد، و در نتیجه جهان در بی نظمی مطلق به سر برد، طوری که هیچ فرآیندی نتواند انجام شود (زیرا هر فرآیندی باید باعث افزایش آنتروپی شود، و وقتی آنتروپی در نهایت خود باشد جایی برای افزایش ندارد و در نتیجه فرآیندی انجام نمی شود). چون می بینیم که جهان در چنین حالتی نیست و هم در آن فرآیندهایی انجام می شود و هم موجوداتی منظم وجود دارند، پس جهان نمی تواند ازلی باشد و حتما باید شروعی در زمان داشته باشد.

در اینجا، گذشته از اینکه نظم به معنی ترمودینامیکی استفاده نشده است، و اینکه یافته ای علمی که به ابعاد دسترس بشر تعلق دارد به محدوده ای بسیار بزرگتر تعمیم داده شده است (که از نظر علمی مورد قبول نیست) به نکته ی مهمی می رسیم که ممکن است تا کنون متوجه آن شده باشید. علت اینکه رویدادهای معمول ما با قانون دوم ترمودینامیک موافق هستند، این است که ما در زمانهایی بسیار کوتاه و تعداد بسیار کم، با فرآیندهایی روبرو هستیم که احتمالهای بسیار بسیار کوچک دارند، و در نتیجه رخ نمی دهند. با این حال، زمانی که پا به قلمروی مورد بحث بگذاریم، که در آن زمان بی انتهاست و تکرارها بی نهایت، به لحاظ آماری می دانیم که هر رویدادی که احتمالش صفر مطلق نباشد به احتمال بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بالا رخ می دهد، و به عبارت دیگر، قانون دوم ترمودینامیک را نمی توانیم به صورت کلاسیک آن به کار بریم (حداقل باید آنرا تبدیل به نسخه ای آماری کنیم) زیرا مطمئنا به تعداد بسیار زیادی نقض میشود. این یک مطلب، و دیگر اینکه می دانیم قوانین فیزیک در تکینگیها اعتبار ندارند. سیاهچاله ها (درون آنها) و انفجار و انهدام بزرگ (در صورت وجود) نمونه هایی از تکینگیها هستند. در نتیجه متوجه می شویم که عوامل زیادی در جهان بزرگ (و نه چهاردیواری ما) وجود دارند که روند تغییرات جهان را از آنچه از بسط دادن یافته های روزمره ی خود تخیل کرده ایم دور می کنند.

به عنوان مثال، همانطور که در مطلب بیگ بنگ نیز آمد، اگر مدل تغییرات سینوسی جهان را در نظر گیریم، در هر انفجار بزرگ مقدار آنتروپی جهان دوباره به مقدار اولیه اش برمی گردد (و به اصطلاح خودمانی Reset می شود) و در نتیجه در زمان بی نهایت نیز مقدار آنتروپی از محدوده ی خاصی فراتر نمی رود، و جهان می تواند ازلی باشد.
__________________
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

آزمايش اول – تعيين در صد خلوص

 

با استفاده از مواد ووسايلي كه برروي ميز كار شما قراردارد :

 

1 - ابتدا 40 ميلي ليتر استيك اسيد را در يك ارلن ريخته و جرم ارلن واسيد را به دست آوريد .

 

2 - سپس 10 گرم جوش شيرين را به ارلن اضافه كنيد .

( توجه :   g10 جوش شيرين برروي ميز كار شما قرار دارد)

 

3 - چند دقيقه صبر كنيد تا واكنش كامل شود .

 

4 – باتوجه به جرم گاز توليد شده ، در صد خلوص جوش شيرين را به دست آوريد .

 

CH3COOH + NaHCO3           NaCH3COO + H2O + CO2

 

 

 23=Na و 16=O و 12=C و1H=    جرم هاي مولي مورد نياز

طراحي آزمايش – شناسايي تركيب هاي شيميايي                                                                      

 

سه محلول از تركيب هاي  Pb(NO3)2 , Na2SO4 , NaI  درسه ظرف جداگانه وبدون برچسب وجود دارد .

 

چگونه مي توان با استفاد ه از گاز كلر اين سه محلول را از يكديگر تشخيص داد ؟

 

روش خودرا بنويسيد .

 

محاسبات :

آزمايش دوم – شناسايي وتشخيص ماده

 

با استفاده از وسايل ومواد موجود برروي ميزكار :

 

آ: 20 ميلي ليتر محول  KI را در يك بشر بريزيد .

ب : 10 ميلي ليتر محلول HCl  به آن اضافه كنيد .

پ : محلول حاصل را به 3 قسمت تقسيم كرده ودر 3 لوله ي آزمايش بريزيد .

ت : به اندازه‌ي يك قاشقك از ماده A درون لوله‌ي اول ، از ماده‌ي B درون لوله‌ي دوم واز ماده‌ي C درون لوله‌ي سوم اضافه كنيد.

 

(1)جدول زير را كامل نماييد :

 

شماره لوله

نتيجه‌ي مشاهده شده

لوله اول

 

لوله دوم

 

لوله سوم

 

 

(2) با توجه به مشاهده هاي انجام شده :

- كدام ماده (A يا B يا C) با محلول درون لوله ي آزمايش واكنش مي دهد

 

- نام يا فرمول شيميايي ماده ي مورد نظر را نوشته ومعادله واكنش انجام شده را بنويسيد . 

  

- فراورده واكنش با چه شناساگري قابل تشخيص است ؟ 

  

(3) كار برد اين آزمايش چيست ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 



رقابت كشورهاي صنعتي بر سر تكنولوژي همجوشي هسته اي

براي استفاده از واكنش هاي كنترل شده همجوشي هسته اي در زمين به عنوان منبع توليد انرژي، لازم است يك گاز را تا دماهايي نزديك به 100 ميليون درجه سلسيوس كه گاهي مواقع از مركز خورشيد هم داغ تر است حرارت داد


اگر پيگير خبرهاي بخش انرژي جهان بوده باشيد، مطمئنا چيزي از نيروگاه همجوشي هسته اي شنيده ايد. اين طرح از مدت ها پيش در محافل علمي و دولتي جهان مطرح بوده است و دو قطب بزرگ صنعتي جهان يعني ژاپن از سويي و اتحاديه اروپا از سوي ديگر، خواستار احداث اولين نيروگاه همجوشي هسته اي جهان در مناطق موردنظر خود بوده اند. ژاپن يكي از جزاير اقماري خود را براي اين كار درنظر گرفته بود و اتحاديه اروپا، فرانسه را به عنوان كشوري كه مي تواند اولين نيروگاه هسته اي جهان در آن ساخته شود، پيشنهاد كرده بود. در اجلاسي كه در ماه گذشته ميلادي در اروپا ميان ژاپن و اتحاديه اروپا برگزار شد، موضوع نيروگاه همجوشي هسته اي بار ديگر مطرح شد و اين بار ژاپن كه هميشه بر احداث اين نيروگاه در جزيره مورد نظر خود پافشاري مي كرد، باتوجه به امتيازات سياسي و تجاري كه از سوي اتحاديه اروپا به ژاپن داده شد، رضايت داد تا اين طرح بزرگ با همكاري ژاپن و اتحاديه اروپا و ديگر كشورهاي داوطلب در فرانسه اجرا شود.
اين پروژه كه رآكتور تجربي ترموهسته اي بين المللي (Iter) نام دارد، پس از ايستگاه بين المللي، بزرگترين و گران ترين طرح بين المللي دنيا محسوب مي شود.
عملكرد اين نيروگاه تقريبا همانند فرآيند توليد نور و گرما در خورشيد است. بزرگترين مزيت اين نيروگاه نسبت به ديگر منابع توليد انرژي از قبيل نيروگاه هسته اي و سوخت هاي فسيلي، پاك بودن آن است.
پروفسور كريس لولين ، رئيس آژانس انرژي اتمي انگلستان كه يكي از حاميان اجراي اين پروژه در اروپاست، ساخت نيروگاه همجوشي هسته اي در اروپا را خبري خوشايند دانسته و اظهار اميدواري كرده است كه اجراي اين پروژه بتواند دريچه جديدي از منابع ارزان و پاك انرژي به روي بشر بگشايد. او حالا كه ساخت اين نيروگاه، نهايي شده است، در اين مورد مي گويد: احداث سريع اين نيروگاه، گام مهمي در پيشبرد فن آوري همجوشي هسته اي است و مي تواند منبع بسيار بزرگي از انرژي كه هيچ آسيبي به محيط زيست نمي رساند را براي بشر به ارمغان بياورد. از منظر فيزيكي و منابع سرشار انرژي، پروژه Iter در واقع تلاشي براي ساخت يك ستاره در زمين است. اين پروژه، اولين ايستگاهي خواهد بود كه انرژي گرمايي را در ايستگاه هاي زميني بدين وسيله توليد مي كند و در واقع اولين قدم اساسي براي تجاري كردن استفاده از همجوشي هسته اي است.در يك واكنش همجوشي هسته اي، انرژي هنگامي حاصل مي شود كه اتم هاي سبك تر با هم جوش مي خورند – همانند هيدروژن با دوتريوم و تريتيومو اتم هاي سنگين تري توليد مي كنند. برخلاف نفت، گاز و زغال سنگ، منابع دوتريوم نامحدود هستند، زيرا اين عنصر در آب دريا موجود است. تريتيوم، ايزوتوپي است كه توسط انسان با تابش بسيار زياد روي عنصر ليتيوم در عمل همجوشي هسته اي به دست مي آيد.براي استفاده از واكنش هاي كنترل شده همجوشي هسته اي در زمين به عنوان منبع توليد انرژي، لازم است يك گاز را تا دماهايي نزديك به 100 ميليون درجه سلسيوس – كه گاهي مواقع از مركز خورشيد هم داغ تر است – حرارت داد.
امكانات تكنيكي مورد نياز براي اين كار كه دهه هاست محققان روي آنها كار مي كنند، بسيار زياد و گسترده است، اما در عوض اگر Iter با موفقيت راه اندازي شود، نتايجي كه به دست خواهد آمد، تمام سختي ها را جبران خواهد كرد. يك كيلوگرم سوخت همجوشي هسته اي همان ميزان انرژي را توليد مي كند كه 10 ميليون كيلوگرم سوخت فسيلي توليد مي كند.
از لحاظ زيست محيطي همانطور كه اشاره شد، همجوشي هسته اي قابل مقايسه با سوخت هاي فسيلي نيست. در قياس با پسماندهاي هسته اي فعلي هم بايد گفت همجوشي هسته اي هم داراي پسماندهايي است، اما حجم، ميزان عمر و اثرات سمي آن بسيار كمتر از پسماندهاي رآكتورهاي هسته اي فعلي است كه در آنها از روش فيسيون (شكافت هسته اي)، انرژي حاصل مي شود.
باتوجه به روند فعلي انجام تحقيقات در مورد همجوشي هسته اي و تاكيد دولت هاي گوناگون بر استفاده از انرژي هاي نو، به نظر مي رسد روند احداث Iter با سرعت انجام گيرد و طي چند دهه آينده، همجوشي هسته اي هم همانند فيسيون هسته اي مورد استفاده وسيع جهانيان قرار گيرد.

__________________

هر جنبه ای از دنیای امروز حتی روابط بین المللی تحت تاثیر شیمی است. (لینوس پائولینگ)
___________--------------------____________

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  | 

ترموديناميك كلاسيك مشتمل بر مفاهيمي است  حمال ذو وجوه  و در برگيرنده بار معناهاي گوناگون. برخي ازلي يا ابدي بودن جهان را با استناد به قوانين ترموديناميك منتفي مي دانند و بنابراين لحظه آفرينش و به تبع آن وجود خالق را استنتاج مي كنند.  در مقابل هستند كساني كه تعميم مشاهدات محدود ترموديناميكي را به كل جهان هستي و همه زمانها يك فرض نادرست مي دانند. دسته اخير گرچه درستي قوانين ترموديناميك را پذيرفته اند اما استقرايي را كه نسبت به همه جهان خلقت حكم مي دهد نادرست مي دانند.  اين مجادلات فلسفي از گذشته تا به حال ادامه داشته و دارد.  به همان نسبت كه علم سكولار, مدعي به چالش   كشيدن مذهب بوده ,  دينداران نيز متقابلاً نظريات جديد علمي را مهر ﺘﺄييدي براصالت مذهب تلقي كرده اند. آيا اساساً ميتوان از بررسي ترموديناميك كلاسيك رد يا اثبات خداشناسي و اعتقادات مذهبي را نتيجه گيري نمود؟ در اين باره ديدگاههاي كتاب عشق و پرستش يا _ترموديناميك انسان _ از مهندس مهدي بازرگان, شايسته  توجه است. اين كتاب كه در سال ۱۳۳۶ به رشته تحرير درآمده اصول ترموديناميك را ( كه از مدتها قبل در بسياري از علوم و موضوعات فني و نظري به كار برده شده و نتايج قابل توجهي ازآن گرفته اند) به حوزه هاي مذهب , زيست شناسي و انسان شناسي مرتبط ميكند. {ترموديناميك در زمينه حيات انسان به عنوان پل ربط و معراجي ازصحراي پر از گل عشق به آسمان پر ستاره پرستش انتخاب شده است. نظر به اينكه فعاليت هاي انسان و اجتماع مابين اين دو سرحد يا بر حول اين محور در حركت و گردش مي باشد ناگزير در سفر از ديار عشق به ديار پرستش از بسياري منازل بشريت و مناظر انسانيت عبور خواهد شد وقتي از دريچه جديدي ديده مي شود ممكن است خالي از تازگي و تماشا نباشد..} دراين كتاب فضائل اخلاقي و اعتقادات مذهبي از منظر ترموديناميك تبيين مي گردند. براي مثال از ديدگاه اين كتاب, زهد ,روزه ,تقوا, محبت و خدمت به خلق, دعا و پرهيز از غرور,  با رابطه  U – T.S  در ترموديناميك متناظرند. زيرا كه اين رابطه, كهولت, پيري و فرسودگي را نشان ميدهد و احياي انسان و جوان  كردن او ناچار از طريق بالا بردن و زياد كردن U و كم كردن   TوS  ميتواند انجام شود. يعني محو بي نيازي و بي ميلي و حفظ و تقويت و ايجاد احتياج و عشق از يك طرف و تضعيف و تخفيف كميت و كيفيت دارايي ها و ذخاير موجود از طرف ديگر. مهندس بازرگان در كتاب ذره بي انتها حركت اجتماعي و ظهور انبيا را با اصول ترموديناميك تبيين مي كند. ( مذاهب به مرور زمان و در دست مردم هميشه سير نزولي داشته دچار فرسودگي و فرتوتي گشته راه فنا را پيش ميگرفته است. مانند هر سيستم طبيعي كه وقتي به حال خود گذاشته شود لاينقطع بر كهولت و آنتروپي آن افزوده شده و بالاخره به خاموشي و ركود منتهي مي گردد تصفيه و احياي مذاهب نيز روي جريان عادي ميسر نبوده است و اگر دوره هايي به طور انفصالي و غيرطبيعي جست و خيزهايي ديده شده است جز با القاي يك نيروي خارجي و نفوذ و دميده شدن روح الهامي كه مي بايستي از سرچشمه ي قبلي باشد قابل تصور نمي تواند باشد.) دراينجا كاركرد پيامبران به مثابه بازگشت به حالت اوليه  با افزودن انرژي تفسير ميگردد. ازديدگاه مهندس بازرگان  آيات قرآني:    كل شيء هالك الا وجهه,     ثم رددناه اسفل سافلين,  ان الانسان لفي خسر,  با استهلاك و اصل افزايش آنتروپي تطابق دارد. آيه _ان الانسان لفي خسر_ به وضوح اشاره به خسران مي كند . خسران در لغت به معني نقصان در سرمايه است. ضرر بر دوگونه است يكي آنكه در معامله اي سود نكند و ديگر آنكه آنچه دارد نيز در معامله از دست بدهد. خسران در اين آيه معناي دوم را در بر مي گيرد. افزايش آنتروپي، يك اصل پذيرفته شده در تمام رويدادهاي فيزيكي جهان است. در واقع  (اصل) مفهومي است كه هيچ دليلي بر اثبات آن در دست نداريم و تا آنجا اعتبار دارد كه نقيضي براي آن پيدا نشده نباشد و چون افزايش آنتروپي تا به حال نقيضي نداشته ، مي توان با استقرا آنرا در مورد تمام پديده ها بسط داد. آنتروپي را عموماً به عنوان معياري براي بي نظمي در نظرمي گيرند. با استفاده از ترموديناميك آماري، رابطه بين آنتروپي سيستم و تعداد حالات امكان پذير ميكروسكوپيك آن به وسيله رابطه بولتزمان نشان داده مي شود.از ديدگاه ميكروسكوپيك هنگامي كه بي نظمي افزايش مي يابد، آنتروپي سيستم نيز افزايش مي يابد. از اين رو طبق قانون دوم ترموديناميك فرايندهاي واقعي كه در جهان روي ميدهد، همگي در جهت اصل افزايش آنتروپي و به تبع آن افزايش بي نظمي هستند. اگر مجاز به تعميم اصل افزايش آنتروپي به كل جهان هستي و همه زمانها باشيم آنگاه مي توانيم به صراحت نتيجه بگيريم جهان هستي, آغاز و انجامي دارد. چرا كه مطابق اين اصل, جهان بايد در مقدار آنتروپي مشخصي آفريده شده باشد و ازآن پس آنتروپي جهان افزايش يافته باشد و در نهايت  به ماكزيمم بي نظمي برسد. ( البته اين استدلال محل اشكال است زيرا آنتروپي ميتواند الي الابد افزايش پيدا كند و هيچ مقدار بيشينه اي نيز نداشته باشد). بنابر اين با در نظر گرفتن كل جهان هستي بعنوان يك سيستم بسته و تعميم قوانين ترموديناميك به همه زمانها اينطور استنتاج مي شود كه لاجرم بايد ناظم حكمتي باشد كه جهان را در حالت آنتروپي مشخصي آفريده باشد.  بولتزمان معتقد بود كه نظم مي تواند يك پديده كاملا تصادفي باشد و از اين رو وجود خالق براي آفريدن نظم را نپذيرفت. از ديگر سو, جهان هستي  ازلي هم نمي تواند  باشد، يعني نمي تواند  شروعي در زمان نداشته باشد،اگر جهان ازلي و بي آغاز باشد همواره در هر نقطه اي از زمان كه باشيم، بي نهايت زمان را پشت سر گذاشته ايم , با توجه  به اينكه آنتروپي  كل فرآيندهايي كه همواره در جهان رخ مي دهند در حال افزايش است، مقدار اين افزايش در طول اين زمان بي انتها بايد بي نهايت زياد شده باشد، و در نتيجه جهان بايد  به  ماكزيمم بي نظمي رسيده باشد،به  طوري كه ديگر هيچ فرآيندي نتواند انجام شود زيرا هر فرآيندي بايد  باعث افزايش  آنتروپي بشود در حداكثر آنتروپي,   ديگر امكان افزايش وجود  ندارد.  چون جهان كنوني ما  در چنين حالتي به سر نمي برد   پس جهان نمي تواند ازلي باشد و لاجرم  شروعي در زمان داشته است و باز هم بايد بگوييم چيزي كه شروعي در زمان دارد، نياز به آفريننده دارد. اما اين استدلال, خود نيز گرفتار همان مغالطه ( تعميم قانون دوم ترموديناميك به كل جهان هستي و همه زمانها) شده است.در اينجا بحث  اين نيست كه آيا دخالت دادن مباحث علمي در حوزه مسائل مذهبي اصالتاً درست است يا نادرست اما نشان خواهم داد در بسياري از موارد, دينداران نيز براي اثبات  خدا و حقانيت مذهب همان راهي را رفته اند كه بي دينان براي رد آن. براي اثبات وجود لحظه خلقت (و بنابر اين اثبات وجود خالق) لازم است قانون دوم ترموديناميك را به كل جهان هستي بسط دهيم. اما اين فرض به نتايجي ديگرمنجر ميشود كه با معتقدات مذهبي سازگار نيست.اگر تعميم و بسط قانون دوم ترموديناميك  به حوزه متافيزيك دربرگيرنده هيچ مغالطه يا ايراد منطقي نباشد بنابراين با همين تعميم مي توانيم نتيجه بگيريم جهان و انسانها در جهت ميل به بديها و نيزغلبه آفات و شرور پيش مي روند.آزمايشها نشان داده اند كه حالتهايي چون انديشيدن بيشترين و حالتهاي چون غضب و نفرت كمترين انرژي الكترومغناطيسي را در مغز انسان ايجاد مي كند. با تعميم اين نتايج به جنبه هاي  متافيزيك مي توان گفت كه مغز انسان در حركت به سمت نيكي، ميدان الكترومغناطيسي با انرژي بالاتري را ايجاد مي كند. به عبارتي حركت به سمت نيكي به نسبت ميل به بدي , مستلزم صرف انرژي بيشتري است. پس بر اساس اصل افزايش آنتروپي جهان هستي و انسانها در مسير حركت به  پليديها و بديها پيش مي روند. بنابراين، انسان كه در آغاز داراي روح پاك و لوح سفيد است، بر اثر اعمال خود از پاكي روح خود مي كاهد و به دليل وجود عوامل برگشت ناپذيري(irreversibility) هيچ راه بازگشتي به حالت ضمير پاك اوليه وجود ندارد. چرا كه آنتروپي هرگز كاهش نمي يابد و دست كم ميتواند ثابت بماند (مانند فرايند آيزنتروپيك كه آدياباتيك و بر گشت پذير است). با چنين استنتاجي خودسازي , رسيدن به كمال روحي و تكامل معنوي و يا حتي مفاهيمي همچون  توبه, اعتبار خود را از دست ميدهند. چرا كه مطابق اصل افزايش آنتروپي نمي توان بر بازگشت ناپذيري غلبه نمود و آنتروپي را كاهش داد. مشاهده كرديم كه بسط قوانين ترموديناميك به تمام جهان هستي براي اثبات وجود خالق, چگونه با تعاليم مذهبي ناسازگارميشود و به نفي كمال پذيري انسان مي انجامد. از طرف ديگر براي طرفداران علم سكولاري كه همه چيز را بر پايه تكامل ,انتخاب طبيعي, احتمال وقوع و عدم قطعيت توجيه ميكنند , خداوند آفريننده , جاي خود را به پديده هاي كاملاً ً تصادفي داده است. اين دسته نيز مشاهدات جزئي را به جهان هستي تعميم مي دهند. رديه اي كه دينداران بر تكامل ايراد مي كنند باز هم بر پايه تعميم قوانين ترموديناميك و در نظر گرفتن همه جهان هستي به عنوان يك سيستم قرار دارد, اين گروه ,تكامل دارويني را با استناد به قوانين ترموديناميك مردود اعلام ميكنند.به اعتقاد آنها تحول و تكامل, قانون اول ترموديناميك را نقـض مي كند, مطابق با اين قانون, انرژي از صورتي به صورت  ديگر تبديل مي شود و نميتواند خلق يا نابود شود. هيچ چيزي در سيستم قانون طبيعت نمي تواند منشأ خود را تعريف كند. نبود انرژي مورد نياز براي تازگي تكامل,  متناقض با اين قانون است. و در ادامه اضافه مي كنند اعتقاد به تكامل با  قانون دوم ترموديناميك نيز متناقض است. چرا كه احتمال شكل گيري گونه هاي منظم در فرضيه تكامل با اصل افزايش آنتروپي همخواني ندارد. سپس نتيجه گرفته مي شود تحول و تكامل,  متناقض با  قانون دوم ترموديناميك مي باشد. و در ادامه بيان مي دارند كه : معتقدان به نظريه تكامل بخوبي مي دانند, كه اين نظريه بعلت تناقض با دومين قانون اصلي ترموديناميك نياز به ميلياردها سال دارد. تكامل از نظر آماري نه تنها بشدت غير واقعي است بلكه عملاً غيرممكن است. بنابر اين به نظر مي رسد هم كساني كه در جستجوي اثبات خداوند از اصول ترموديناميك هستند و هم كساني كه با استناد به اين قوانين, سعي در رد خدا و باورهاي مذهبي دارند دستخوش برداشتهاي نادرست و مغالطه و تعميم هاي نابجا از اين قوانين شده اند. قوانين ترموديناميك تنها چند مدل رياضي هستند كه با مشاهدات تجربي جزئي (و نه براي همه زمانها از ازل تا ابد) به دست آمده اند و نمي توان با استقراء , آن را بر همه جهان خلقت و در تمام زمانها  انطباق داد و از آن به سادگي و در چند جمله, وجود يا عدم وجود خدا را نتيجه گرفت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط پارسایی  |